عطرت مرا مست كرد ، گفتي كه ميماني
چشمم به نگاهت بود ، دستت نوازش كرد
قلبي كه تورا هر شب تا صبح ستايش كرد
چشمان تو مرحم بود بر زخم منِ ويرانه
عشقت مرا كور كرد ، دل شد يه ديوانه
دلگرم نبودي تو ، انگار كه جانم رفت
لعنت به آن كَس كه از تو جدايم كرد
برچسب:
نویسنده: شیوا شاکری